جديدترين ها
» آیا عمر بن خطاب، فقط تهدید ...
» چرا رسول خدا (ص) پس از «رزیه ...
» چرا امیرمؤمنان (ع) با قیام ...
» چرا شما نیز همانند علی (علیه ...
» ابو المجامع یکی از راویان ...
» سیاه پوشی در فرهنگ شیعه
» چرا فاطمه را " شهیده" می ...
» آیا شهادت حضرت محسن (ع) با این ...
» چرا، بنی هاشم و انصار، از ...
» آیا عمر بن الخطاب ، به حضرت ...
» چرا رسول خدا (ص) پس از «رزیه ...
» چرا امیرمؤمنان (ع) با قیام ...
» چرا شما نیز همانند علی (علیه ...
» ابو المجامع یکی از راویان ...
» سیاه پوشی در فرهنگ شیعه
» چرا فاطمه را " شهیده" می ...
» آیا شهادت حضرت محسن (ع) با این ...
» چرا، بنی هاشم و انصار، از ...
» آیا عمر بن الخطاب ، به حضرت ...
پر بيننده ترين ها
» اسناد هجوم به خانه وحی و ...
» آیا تا قبل از سال 71 ، ...
» چرا حضرت زهرا (س) شبانه دفن ...
» چرا با وجود حضرت علی(ع)، ...
» آیا فاطمه زهرا سلام الله ...
» چرا امیرمؤمنان (علیه السلام) ...
» آیا در صحیح بخاری ، حدیثی در ...
» آیا عمر بن الخطاب ، به حضرت ...
» چرا، بنی هاشم و انصار، از ...
» آیا شهادت حضرت محسن (ع) با این ...
» آیا تا قبل از سال 71 ، ...
» چرا حضرت زهرا (س) شبانه دفن ...
» چرا با وجود حضرت علی(ع)، ...
» آیا فاطمه زهرا سلام الله ...
» چرا امیرمؤمنان (علیه السلام) ...
» آیا در صحیح بخاری ، حدیثی در ...
» آیا عمر بن الخطاب ، به حضرت ...
» چرا، بنی هاشم و انصار، از ...
» آیا شهادت حضرت محسن (ع) با این ...
شبهات فاطمیه » سیاه پوشی در فرهنگ شیعه |
عنوان: سیاه پوشی در فرهنگ شیعهشرح: طرح شبهه1. نافرمانی شیعیان در سیاه پوشی از دستور ائمه (ع)2. حرمت پوشیدن لباس سیاه3. تعارض روایات با عمل ائمه (علیهم السلام)نقد و بررسیبخش اول : علل سیاه پوشی شیعیان در عزاداریپاسخ اجمالی1. سیاه پوشی همدردی با اهل بیت است2. سیاه پوشی برگرفته از سیره ائمه اطهار است3. در روایات نهی ، معلل است ؛ و هر جا علت نبود ، نهی در کار نیست!پاسخ تفصیلیپاسخ اول: اظهار محبت و اعلام همدردی با اهل بیت (ع)پاسخ دوم: اقتداء به سیره اهل بیت (ع) در عزاداریهاالف ) سیاه پوشی در عزای اصحاب و رسول خدا (ص)1. سیاه پوشی زنان در شهادت حضرت حمزه2. دستور پیامبر (ص) به سیاه پوشی زنان در شهادت جعفر طیار3. سیاه پوشی حضرت زهرا (س) در سوگ رسول خدا (ص)ب: سیاه پوشی در عزای اهل بیت (ع)1. سیاه پوشی امام حسن (ع) در شهادت امیر مؤمنان علی(ع)2. سیاه پوشی در شهادت امام حسن مجتبی(ع)3. سیاه پوشی در شهادت امام حسین(ع)4 . سیاه پوشی ام سلمه در مصیبت امام حسین (ع)پاسخ سوم : تناسب پوشش سیاه با عزاداریبخش دوم: فتاوای فقهای شیعهفصل اول: فتاوای فقهاء شیعه بر استحباب سیاه پوشی در عزاداری1. مرحوم صاحب حدائق(ه)2. علامه سید محمد جعفر طباطبائى حائرى (ره)3. علامه شیخ محمد حسین کاظمینى (ره) معروف به محقق کاظمى4. میرزا حسین نوری صاحب مستدرک الوسائل (ره) 5. آیت الله العظمی سیستانی(مد ظله)6. آیت الله العظمىمیرزا جواد تبریزی (ره)7. وصیت نامه آیت الله العظمی مرعشی نجفی(ره) نتیجه: فصل دوم: فتاوای فقهاء در کراهت سیاه پوشی در نمازدسته بندی روایاتدسته اول: روایات دال بر کراهت پوشش سیاه در نمازدسته دوم : روایات دال بر کراهت پوشش سیاه مطلقانتیجه گیری فقها از روایت : کراهت لباس سیاه در نماز1. شیخ طوسی2. محقق حلی3. شهید اول4. سید علی طباطبائی5. آقا رضا همدانی6. صاحب جواهر8. . میرزا جواد تبریزی نتیجهبخش سوم: ادله استحباب سیاهپوشی ، نقد تعارض و بیان موارد استثنافصل اول: مستند فقهاء در فتوا بر استحباب سیاه پوشی در عزاداریبررسی سند روایت 1. الحسن بن ظریف2. ظریف بن ناصح3. حسین بن زید4. عمربن علی بن الحسنفصل دوم : نقد تعارض در روایاتالف: روایات نفی سیاه پوشیب: روایات اثبات سیاه پوشی تعارض دو دسته از روایاتپاسخ تعارضپاسخ اول: عدم وجود شرایط تعارض در میان روایاتپاسخ دوم: تقیه در پوشش سیاهلباس سیاه، نماد عباسیانفصل سوم : موارد استثنا از لباس سیاه (غیر از عزاداری)عمامه سیاه رسول خدا(ص) عمامه سیاه امیرمومنان علی (ع)عمامه سیاه امام حسن مجتبى (ع) عمامه سیاه امام سجاداستثنای کفش و عبای سیاهنتیجه کلی ************** سیاه پوشی در فرهنگ شیعهطرح شبهه:یکى از اشکالاتى که وهابیون بر شیعه وارد کردهاند، پوشیدن لباس سیاه است. آنها مدعىاند که در منابع شیعه، روایات متعدد در مذمت لباس سیاه وارد شده که آن را لباس دوزخیان، فرعونیان و عباسیان (دشمنان اهل بیت) شمرده است. از طرفی، طبق روایات، رسول خدا صلى الله علیه وآله و امیرالمؤمنین علیه السلام از لباس سفید استفاده مىکردهاند و پیروانشان را به استفاده از این رنگ دستور داده اند. اما امروز در جامعه شیعى دیده مىشود که آنان برخلاف دستور پیامبر و ائمه، از رنگ سیاه به خصوص در ایام عزادارى امام حسین علیه السلام استفاده مىکنند واین کار در میان شیعیان به عنوان یک فرهنگ در آمده است. شبههى فوق در سایت هاى مختلف وهابیت به صورت گسترده مطرح شده است گرچه شبهه اصلى آنها همان مدعاى فوق است ولى با تأمل در سخنان آنها، مىتوان جزئیات دیگرى را نیز استخراج کرد و به این صورت دسته بندى نمود: 1. نافرمانی شیعیان در سیاه پوشی از دستور ائمه (ع)شیعیان بر خلاف سیره رسول خدا صلى الله علیه وآله در پوشش رنگ سفید و توصیه و تأکید بر آن، در مراسم مذهبى از جمله در ایام محرم و عاشورا از لباس سیاه استفاده مىکنند. از طرف دیگر طبق روایاتى که در منابع شیعه در مذمت و منع پوشش سیاه آمده است؛ مىبایست شیعیان از نواهى ائمه برحذر و اوامر آنها را انجام دهند؛ در حالیکه آنها با این کار(پوشش سیاه) نواهى را مرتکب و از دستورات نا فرمانى مىکنند. 2. حرمت پوشیدن لباس سیاه در روایات شیعه، لباس مشکی، لباس اهل نار، فرعونیان و عباسیان قلمداد شده و صریحاً دستور داده شده که آن را نپوشید. با در نظر گرفتن این نهی، استفاده از این رنگ حرام و جایز نیست. 3. تعارض روایات با عمل ائمه (علیهم السلام):از طرفى روایات متعدد در مذمت و منع لباس سیاه از طرف ائمه وارد شده است و از طرف دیگر، به گزارش برخى روایات، خود ائمه در بعضى موارد عملاً لباس مشکى پوشیدهاند. بنا براین، بین روایات و عمل ائمه تعارض وجود دارد. اگر عمل ائمه را ملاک قرار بدهیم تکلیف روایات چه مىشود و اگر جانب روایات را بگیریم، چگونه مىتوان عمل ائمه را توجیه کرد. نقد و بررسیشبهات فوق را مىتوان در چند بخش مستقل مورد نقد قرار داد: بخش اول : علل سیاه پوشی شیعیان در عزاداریپاسخ اجمالی: 1. سیاه پوشی همدردی با اهل بیت است سیاه پوشى شیعیان در عزاداری، یک نوع اظهار محبت وارادت به ساحت مقدس امامان اهل بیت علیهم السلام و اظهار همدردى با صاحب عزاى اصلى و حجت الهى حضرت حجت ابن الحسن المهدى (ارواحنا فداه) است. 2. سیاه پوشی برگرفته از سیره ائمه اطهار است سیاهپوشى شیعیان برگرفته از سیره ائمه اطهار (علیهم السلام) است. از نگاه تاریخی، سیاه پوشى زنان در شهادت دو تن از سرداران سپاه اسلام (حضرت حمزه و جعفر طیار)، سیاه پوشى حضرت زهرا سلام الله علیها در سوگ پدر، امام حسن علیه السلام در شهادت امیرالمؤمنین علیه السلام و بالاخره سیاه پوشى بانوان خاندان رسالت در شام و مدینه به اتفاق زنان مدینه در شهادت امام حسین علیه السلام شهرهى تاریخى دارد. نکته مهم این است که همه این موارد تاریخی، در منظر پیامبر صلى الله علیه وآله و امامان معصوم علیهم السلام انجام شده و حتى بعضى از موارد، (مانند سیاه پوشى حضرت زهرا در عزاى رسول خدا و امام حسن در شهادت پدر و امام سجاد در مدینه) فعل خود معصوم است. بنابراین، فرمایشاتى که از رسول گرامى اسلام یا امیرالمؤمنین و دیگر ائمه اطهار (علیهم السلام) در کراهت لباس سیاه وارد شده، با این سیره تخصیص خورده و شامل سیاهپوشى در عزاى شهداى اهل البیت (علیهم السلام) نمىشود. بنابراین فرهنگ سیاه پوشى شیعیان برگرفته از سیره خود اهل بیت است؛ نه یک امر بدیع و مأخوذ از کار دیگران. 3. در روایات نهی ، معلل است ؛ و هر جا علت نبود ، نهی در کار نیست!هدف روایات از مذمت لباس سیاه و منع آن توسط نبى مکرم اسلام صلى الله علیه وآله ، امام على و امام صادق (علیهما السلام) تشبه به جباران تاریخ همانند فراعنه مصر و حاکمان عباسى است؛ به ویژه عباسیان که در اوائل، براى تثبیت حکومتشان به نشانه طرفدارى از اهل بیت و سوگوار بودنشان در شهداى خاندان پیامبر سیاه پوشیدند؛ اما بعد از تثبیت قدرت براى ارعاب مردم و اظهار شکوه و هیبت، پوشیدن این رنگ را براى کار گزاران حکومت و مردم الزام مىکردند؛ تا آن جایى که پرچم حکومت نیز از رنگ سیاه انتخاب شد. آنان از این رنگ به عنوان نماد حکومتشان استفاده کردند. از طرف دیگر با تغییر سیاست (طرفدارى اهل بیت)، با اهل بیت رسول خدا صلى الله علیه وآله بیشتر از بنى امیه بدرفتارى کردند و امامان معصوم را در بند کشیده و در سیاهچالها به شهادت رساندند. به این جهت امام صادق علیه السلام در ضمن روایات، پیروانش را از پوشیدن رنگ مشکى که در آن مقطع خاص، نماد جباران تاریخ بود برحذر داشتند و از آن به لباس «اهل نار، لباس فرعون و لباس اعداء الله» تعبیر کردند و الا فى نفسه این رنگ هیچ گونه حرمتى نداشته است. پاسخ تفصیلی نخستین و مهمترین شبهه از نظر وهابیت این است که على رغم روایات ائمه طاهرین علیهم السلام در مورد نهى و مذمت لباس سیاه و تشویق و تأکید آنان بر پوشیدن لباس سفید (چنانکه سیره خودشان هم همین بوده است)؛ شیعیان با پوشیدن لباس سیاه، به خصوص در ایام عزادارى صریحاً از دستور رسول خدا صلى الله علیه وآله و ائمه علیهم السلام نافرمانى کرده و آنچه را ائمه نهى کردهاند مرتکب مىشوند. قبل از نقد این شبهه، تذکر این نکته لازم است که : روایات نهى و مذمت از پوشش سیاه که ممکن است در بخش نخست از آن ها یادآورى شود، یک بحث مستقل دارد که در سومین بخش، مورد بررسى قرار مىگیرد. از این مدعا مىتوان چند پاسخ ارائه کرد: پاسخ اول: اظهار محبت و اعلام همدردی با اهل بیت (ع)نخستین پاسخ این است که روایات نهى و منع پوشش سیاه، مطلق نبوده و مشروط به شرائطى است. به این بیان که پوشش سیاه فى نفسه مکروه نیست و اگر رنگ سیاه مطلقا مکروه بود، نباید در بعضى پوششها استثنا مىشد ! به عنوان مثال نباید پیامبر عمامه سیاه بر سر مىکردند ! و یا امام صادق علیه السلام عمامه و کفش و عباء سیاه را استثناء نمىکرد؛ با اینکه طبق روایاتى که در بخش سوم (بررسى روایات سیاهپوشی) خواهد آمد، به اقرار اهل سنت، پیامبر (ص) در فتح مکه عمامه سیاه بر سر داشتند ! و... حال به بررسى دلیل کراهت پرداخته و مىگوییم کراهت از این جهت است که سیاه، پوشش اعداء الله است؛ زیرا آنها از میان سائر رنگها این رنگ را پوشش و شعار خودشان قرار دادند بنا براین ممنوعیت و مرجوحیت پوشش سیاه، از جهت شبیه کردن خود به لباس دشمنان است. به عبارت دیگر، حکم در این مورد و موارد مشابه آن دائر مدار قصد است؛ به این صورت که اگر قصد انسان از پوشش این رنگ، تشبه به آنان و اخذ شعارشان باشد این مرجوح است اما اگر قصد او از پوشش به عنوان عزا و حزن بر مصیبت سیدالشهداء علیه السلام باشد راجح است؛ زیرا در رابطه به استحباب اظهار مصیبت و عزا، عموماتى از ائمه علیهم السلام وارد شده است. مرحوم علامه مجلسى در بحار الانوار یک باب را تحت عنوان استحباب گریه بر امام حسین علیه السلام گشوده که در آن حدود 20 روایت را جمع آورى کرده است، که در این جا به چند روایت اکتفا مىکنیم: یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ سَرَّکَ أَنْ تَکُونَ مَعَنَا فِی الدَّرَجَاتِ الْعُلَى مِنَ الْجِنَانِ فَاحْزَنْ لِحُزْنِنَا وَافْرَحْ لِفَرَحِنَا وَعَلَیْکَ بِوَلَایَتِنَا فَلَوْ أَنَّ رَجُلًا أَحَبَّ حَجَراً لَحَشَرَهُ اللَّهُ مَعَهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ. ریّان بن شبیب مىگوید در نخستین روز ماه محرّم به محضر امام هشتم (علیه السلام)رسیدم، به من فرمود: ... اى پسر شبیب اگر مى خواهى در درجات عالى بهشت با ما باشى، پس در حزن ما اندوهگین و در شادى ما مسرور باش، و بر تو باد ولایت و دوستى ما، که اگر مردى ]در این جهان[ به سنگى مهر ورزد، خداى متعال او را در روز قیامت با همان سنگ محشور مى کند. المجلسی، محمد باقر (متوفای 1111هـ)، بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، ج14، ص503 ، تحقیق: محمد الباقر البهبودی، ناشر: مؤسسه الوفاء - بیروت - لبنان، الطبعه: الثانیه المصححه، 1403 - 1983م. این اظهار سوگ و سرور در غم و شادى آن بزرگواران، از مصادیق بارز «احیاى امر» و زنده داشتن نام و یاد و مرام آنان است. قَالَ الرِّضَا علیه السلام مَنْ تَذَکَّرَ مُصَابَنَا وَبَکَى لِمَا ارْتُکِبَ مِنَّا کَانَ مَعَنَا فِی دَرَجَتِنَا یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَمَنْ ذُکِّرَ بِمُصَابِنَا فَبَکَى وَأَبْکَى لَمْ تَبْکِ عَیْنُهُ یَوْمَ تَبْکِی الْعُیُونُ وَمَنْ جَلَسَ مَجْلِساً یُحْیَا فِیهِ أَمْرُنَا لَمْ یَمُتْ قَلْبُهُ یَوْمَ تَمُوتُ الْقُلُوبُ. امام هشتم (علیه السلام) فرمود: هر کس مصائب ما خاندان را یادآور شود و به خاطر آنچه که بر ما وارد شده بر ما بگرید، روز قیامت در مقاماتى که خواهیم داشت همراه ما خواهد بود; و هر کس با یادآورى مصائب ما بگرید و دیگران را بگریاند، دیدگان وى در روزى که چشمها مى گریند نخواهد گریست; و هر کس در مجلسى بنشیند که در آن امر ما احیا مى شود ، قلبش در روزى که دلها در آن روز مى میرند، نخواهد مرد. المجلسی، محمد باقر (متوفای 1111هـ)، بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، ج44، ص279، تحقیق: محمد الباقر البهبودی، ناشر: مؤسسه الوفاء - بیروت - لبنان، الطبعه: الثانیه المصححه، 1403 - 1983م حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّارِ قَالَ حَدَّثَنِی أَحْمَدُ بْنُ إِسْحَاقَ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ بَکْرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَزْدِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ تَجْلِسُونَ وَتَتَحَدَّثُونَ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ نَعَمْ قَالَ إِنَّ تِلْکَ الْمَجَالِسَ أُحِبُّهَا فَأَحیُوا أَمْرَنَا إِنَّهُ مَنْ ذَکَرَنَا وَذُکِرْنَا عِنْدَهُ فَخَرَجَ مِنْ عَیْنِهِ مِثْلُ جَنَاحِ الذُّبَابَهِ غَفَرَ اللَّهُ ذُنُوبَهُ وَلَوْ کَانَتْ أَکْثَرَ مِنْ زَبَدِ الْبَحْر. بکر بن محمد ازدى مىگوید که: امام صادق علیه السّلام از من پرسید: آیا به دور هم مىنشینید و از ما یاد مىکنید؟ عرض کردم: آرى، فدایت گردم! حضرت فرمود: براستى من این گونه مجلس ها را دوست دارم، بر شماست که یاد و خاطره ما را زنده نگاه دارید، زیرا کسى که از ما یاد کند، و یا اگر از ما در نزد او نامى برده مىشود به اندازه بال مگسى (براى ما) اشک بریزد، خداوند همه گناهان او را اگر چه از کف روى دریا هم افزون تر باشد، مىآمرزد. الصدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین (متوفای 381 هـ) ثواب الأعمال و عقاب الأعمال ص187 ناشر: دار الرضى، قم، چاپ اول 14069هـ همانگونه که در روایات ملاحظه مىشود برگزارى مجالس عزادارى و گریه و اشک ریختن در ماتم سرور شهیدان مورد رضایت و تأیید و دستور امام و یک امر پسندیده و راجح است؛ زیرا آثارى همانند حشر با اهل بیت، هم درجه بودن با آنان و بخشش گناهان مواردى است که تنها در این روایات به آنها اشاره شده است. بدون تردید منشأ برپائى مجالس عزادارى همان پیوند ذاتى و الهى ولایت ائمه است که خداوند میان اهل بیت و شعیان برقرار ساخته است که در روایت ذیل خاطر نشان شده است: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَتَعَالَى اطَّلَعَ إِلَى الْأَرْضِ فَاخْتَارَنَا وَاخْتَارَ لَنَا شِیعَهً یَنْصُرُونَنَا وَفْرَحُونَ لِفَرَحِنَا وَیَحْزَنُونَ لِحُزْنِنَا وَیَبْذُلُونَ أَمْوَالَهُمْ وَأَنْفُسَهُمْ فِینَا أُولَئِکَ مِنَّا وَاِلَیْنا . خداوند متعال به زمین توجه کرد ما را برگزید و براى ما پیروانانى را برگزید که ما را یارى مىکنند و در شادى ما شادمان و در حزن ما اندوهناکاند و اموال و جانشان را در راه ما بذل مىکنند آن ها از مایند و نزدما [بر مىگردند.] المجلسی، محمد باقر (متوفای 1111هـ)، بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، ج10 ص114 ، تحقیق: محمد الباقر البهبودی، ناشر: مؤسسه الوفاء - بیروت - لبنان، الطبعه: الثانیه المصححه، 1403 - 1983م و هدف از برپائى اینگونه مجالس، احیاء امر اهل بیت است؛ زیرا شعیان با شرکت در این مجالس اعلام مىدارد که آنان در غم و مصیبتى که بر اهل بیت وارد شده شریک است و به نشانه اعلام همدردى علاوه بر این که قلب شان محزون و گرفته است در ظاهر نیز لباس سیاه برتن مىکند و زبان حال و سخن دل هر شیعه در ماتم سید الشهدا (ع) این است : یَا لَیْتَنِی کُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِیماً اى کاش با آنها بودم و به رستگارى بزرگ مىرسیدم. الحر العاملی، محمد بن الحسن (متوفای1104هـ)، تفصیل وسائل الشیعه إلی تحصیل مسائل الشریعه، ج 14 ص418 تحقیق و نشر: مؤسسه آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث، الطبعه: الثانیه، 1414هـ پاسخ دوم: اقتداء به سیره اهل بیت (ع) در عزاداریهاشیعیان در سیاهپوشى نه تنها از دستورات رسول خدا صلى الله علیه وآله و امامان اهل بیت علیهم السلام سر پیچى نکردهاند؛ بلکه در این کار به سیره و روش آنان اقتداء کردهاند. براى اثبات این مطلب تاریخ اسلام را بررسى کرده و از لابلاى منابع خود اهل سنت فرازهایى را باز خوانى مىنماییم. موضوع (سیاهپوشى اهل بیت) را مىتوان در دو مقطع حساس تاریخى بررسى کرد: الف ) سیاه پوشی در عزای اصحاب و رسول خدا (ص)قبل از شهادت سیدالشهداء علیه السلام در صفحه تاریخ حوادث ناگوار و جانفرسایى براى پیامبر و اهل بیت علیهم السلام رخ داد. بنا به روایت مورخان در همه این رخدادها خاندان پیامبر، در سوگ شهداء و بزرگانشان سیاهپوش شدند. توجه به نمونه هاى ذیل وجود این سیره را اثبات مىکند: 1. سیاه پوشی زنان در شهادت حضرت حمزهدر میان جنگهاى صدر اسلام غمبار ترین جنگ، نبرد «احد» است که در آن حدود 70 نفر از سپاه اسلام به شهادت رسید و از جمله کشته شدگان این واقعه، حضرت حمزه عموى بزرگوار پیامبر اسلام است. بعد از این که پیامبر که خود در این جنگ مجروح شده بود با کوله بارى از اندوه به مدینه برگشت، در فضاى آکنده از غم، زنان در مصیبت شهدایشان اشک مىریختند و نوحه سرایى مىکردند. زنان مدینه به دستور رسول خدا صلى الله علیه وآله در شهادت حمزه، این سردار فداکار اسلام نیز گریه کرده و جامه سیاه پوشیدند. ازهرى از لغت شناسان معروف سیاهپوشى دختر ام سلمه را گزارش کرده است: وفی الحدیث: (أنَّ بنت أبی سَلَمه تَسَلَّبتْ على حمزه ثلاثهَ أیام، فدعاها رسولُ الله صلى الله علیه وسلم وأمَرَها أن تَنصَّى وتَکتَحِل. ] زینب[ دختر ابى سلمه [ربیبه پیامبر] بر حمزه ـ که رضوان خدا بر آنها باد ـ سه روز گریست و لباس سیاه که ویژه عزادارى است، پوشید. سپس رسول خدا (صلى الله علیه وآله) وى را فرا خواند و به وى فرمان داد که بر موى خویش شانه زند و سرمه در چشم کشد الأزهری، أبو منصور محمد بن أحمد، الوفاه: 370هـ، تهذیب اللغه ، ج 12، ص171،تحقیق: محمد عوض مرعب، دار النشر : دار إحیاء التراث العربی - بیروت، الطبعه : الأولى- 2001م ، معنی «سلاب» در کتب اهل سنت در روایت فوق، واژه «تسلبت» به معناى لباس سیاه مخصوص عزادارى است که زنان آن را مىپوشیدهاند. ابن سلام هروی، صاحب غریب الحدیث نیز مىنویسد: سلاب، یرید الثیاب السود التی تلبسها النساء فی المأتم. مراد از سلاب، لباس سیاهى است که زنان در عزادارى آن را مىپوشند. الهروی ، أبی عبید القاسم بن سلام ، متوفای(224)، غریب الحدیث، ج 1، ص190، تحقیق : محمد عبد المعید خان، ناشر: دار الکتاب العربی - بیروت ، چاپخانه : مجلس دائره المعارف العثمانیه- حیدر آباد الدکن الهند، طبع الأولى1384 ابن سیده مرسی، مىگوید: والسِّلابُ والسُّلُبُ ثیابٌ سُودٌ یلْبَسُها النِّساءُ للإِحدادِ سلاب و سلب لباس سیاه است که زنان در عزادارى مىپوشند. المرسی، ابوالحسن علی بن إسماعیل بن سیده (متوفای458هـ)، المحکم والمحیط الأعظم، ج 8 ، ص505، تحقیق: عبد الحمید هنداوی، ناشر: دار الکتب العلمیه بیروت، الطبعه: الأولى، 2000م. زمخشرى ـ ادیب و مفسّر مشهور قرن 5 و 6 هجرى ـ روایت فوق را با اندکى تفاوت نقل کرده است: بکت بنت امّ سلمه على حمزه (رضى اللّه عنهما) ثلاثه ایام وتسلّبت، فدعاها رسول اللّه (صلى الله علیه وآله) فأمرها أن تَنَصّى وتکتحل. و بعد از نقل این روایت مى نویسد: تسلّبت: لبست السِلاب و هو سوادُ المُحِدّ. وقیل: خرقه سوداء کانت تُغَطّى رأسَها بها. سلاب، جامه سیاهى است که زن عزادار بر تن مى کند و بنا به قولى، پارچه سیاهى که سر خویش را با آن مى پوشاند. الزمخشری الخوارزمی، ابوالقاسم محمود بن عمرو بن أحمد جار الله (متوفاى538هـ)، الفائق فى غریب الحدیث، تحقیق: على محمد بجاوى و محمد ابوالفضل ابراهیم ، ناشر: دارالفکر للطباعه و النشر و التوزیع، طبع الثالثه 1399 ـ 1979). ابن منظور در لسان العرب «سلاب» را «لباس سیاه» معنا کرده و سپس به روایت پوشیدن لباس سیاه توسط اسماء بنت عمیس در مصیبت جعفر بن أبىطالب )که در نمونه بعدى به آن اشاره خواهد شد؛( و ام سلمه در شهادت حضرت حمزه سید الشهداء استناد مىکند : السلاب السلب ثیاب سود تلبسها النساء فی المأتم واحدتها سلبه سلبت المرأه وهی مسلب إذا کانت محدا تلبس الثیاب السود للحداد تسلبت لبست السلاب وهی ثیاب المأتم السود. وفی الحدیث عن أسماء بنت عمیس أنها قالت لما أصیب جعفر أمرنی رسول الله فقال تسلبی ثلاثا ثم اصنعی بعد ما شئت. وفی حدیث أم سلمه أنها بکت على حمزه ثلاثه أیام وتسلبت. وقال اللحیانی المسلب السلیب السلوب التی یموت زوجها أو حمیمها فتسلب علیه تسلبت المرأه. سلاب و سلب، لباس سیاهى است که زنان در عزادارى مىپوشند. مفرد مؤنث این واژه، سلبه است. سلبت المرأه به زنى گفته مىشود که براى عزادارى لباس سیاه بپوشد. تسلبت لبست السلاب همان لباس سیاه ماتم است. در روایتی، اسماءبنت عمیس مىگوید: هنگامىکه جعفر طیار به شهادت رسید؛ پیامبر به من فرمود: سه روز جامه سیاه برتن کن بعد از آن هرچه خواستى انجام بده. و در روایت ام سلمه آمده که آن بانو بر حضرت حمزه سه روز گریه کرد و سیاه پوشید. لحیانى مىگوید: مسلب، سلیب و سلوب زنى است که شوهر یا حامى او مرده باشد پس در عزاى او سیاه بپوشد. الأفریقی المصری، محمد بن مکرم بن منظور (متوفای711هـ)، لسان العرب،ج 1، ص472 ـ 473، ناشر: دار صادر - بیروت، الطبعه: الأولى. 2. دستور پیامبر (ص) به سیاه پوشی زنان در شهادت جعفر طیارجعفر طیار یکى دیگر از یاران مخلص پیامبر و بازوى پرتوان سپاه اسلام بود که در جنگ موته به شهادت رسید و این ضایعه بزرگ، رسول خدا را در سوگ نشاند. از این رو، با حضور در خانه جعفر، ضمن دلدارى از خانواده و فرزندان او به اسماء بنت عمیس دستور داد تا در عزاى شهادت آن عزیز جامه سیاه بپوشد. این قطعه تاریخى نیز در منابع مهم اهل سنت با دو مضمون نقل شده است. مضمون اول : «البسی ثوب الحداد» احمد حنبل در مسند خود مىنویسد : عن أَسْمَاءَ بِنْتِ عُمَیْسٍ قالت لَمَّا اصیب جَعْفَرٌ أَتَانَا النبی صلى الله علیه وسلم فقال أمى البسی ثَوْبَ الْحِدَادِ ثَلاَثاً ثُمَّ اصنعی ما شِئْتِ. اسماء بنت عمیس مىگوید: هنگا مىکه جعفر به شهاد رسید، رسول خدا صلى الله علیه وآله به من فرمود: مادر من! سه روز جامه عزا در بر کند پس از آن هرچه خواستى انجام بده. أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، (متوفای241) مسند، ج 6، ص438 ح 27508 ، ناشر: مؤسسه قرطبه مصر. معنی حداد : از نظر لغت واژه (حداد) به معناى ترک زینت و آرایش و بوى خوش و در بر نمودن لباس سیاه است. حدت المرأه على زوجها؛ یعنى زن پس از مرگ شوهر زینت و آرایش را ترک کند و در اندوه او لباس حزن که همان لباس سیاه است برتن کند. ابن منظور در این باره مىگوید: والحِدادُ: ثیاب المآتم السُّود. والحادُّ والمُحِدُّ من النساء: التی تترک الزینه و الطیب؛ وقال ابن درید: هی المرأَه التی تترک الزینه والطیب بعد زوجها للعده. حَدَّتْ تَحِدُّ وتَحُدُّ حدّاً وحِداداً، وهو تَسَلُّبُها على زوجها. حداد لباس سیاه ماتم است . حاد و محد زنانى است که آرایش و استعمال بوى خوش را ترک مىکند. ابن درید گفته است: حاد و محد زنى است که آرایش و بوى خوش را بعد از فوت شوهر به خاطر عده ترک مىکند. حدت،تحد و حداد لباس سیاه در بر کردن زن در فراق شوهر است. ابن منظور الأفریقی المصری، محمد بن مکرم الوفاه: 711 ، لسان العرب ج 3 ، ص143، دار النشر: دار صادر- بیروت، الطبعه: الأولى. عکبرى بغدادى ادیب و لغت شناس مشهور عرب، در دیوان خود مىنویسد: والحداد ثیاب سود تلبس عند الحزن ومنه قوله علیه الصلاه والسلام لا یحل لامرأه تؤمن بالله والیوم الآخر أن تحد على أحد فوق ثلاث لیال إلا المرأه تحد على زوجها. حداد لباس سیاهى است که در هنگام حزن و اندوه پوشیده مىشود. و از این قبیل است گفته رسول خدا صلى الله علیه وآله که فرمود: براى هیچ زنى که ایمان به خدا و روز قیامت دارد جایز نیست در مرگ کسى فراتر از سه روز لباس سیاه بپوشد؛ مگر زنى که شوهرش مرده باشد. العکبری البغدادی، أبو البقاء محب الدین عبد الله بن الحسین بن عبد الله (متوفای616هـ)، دیوان المتنبی ، ج 1، ص353، تحقیق : مصطفى السقا/إبراهیم الأبیاری/ عبد الحفیظ شلبی، ناشر: دار المعرفه- بیروت . و در جاى دیگر مىگوید: ربات الحداد لابسات الحداد وهی ثیاب سود یلبسها النساء ربات الحزن وهن اللواتی ماتت أزواجهن للحدیث الصحیح حدیث زینب ربیبه رسول الله بنت أم سلمه عن أمها وأم حبیبه عنه لا یحل لامرأه أن تحد على میت فوق ثلاث لیال إلا على زوج أربعه أشهر وعشرا . ربات الحداد، زنانى است که حداد مىپوشند و حداد لباس سیاهى است که زنان آن را مىپوشند. ربات الحزن،آن زنانى است که شوهرهاى شان مرده است به خاطر حدیث صحیح روایت زینب ربیبه رسول خدا صلى الله علیه وآله دختر ام سلمه از مادرش و ام حبیبه از رسول خدا که فرمود: براى هیچ زنى جایز نیست که براى میتى فراتر از سه شب حداد نماید؛ مگر حداد زن براى شوهر به مدت چهار ماه و ده روز. العکبری البغدادی، أبو البقاء محب الدین عبد الله بن الحسین بن عبد الله (متوفای616هـ)، دیوان المتنبی ، ج 4، ص296، تحقیق : مصطفى السقا/إبراهیم الأبیاری/عبد الحفیظ شلبی ، ناشر: دار المعرفه- بیروت . و ابن اثیر مىگوید: الحداد: ترک الزینه. ومنه الحدیث الحداد للمرأه المتوفى عنها زوجها. ومنه حدت المرأه على زوجها تحد حدادا بالکسر، فهی حاد بغیر هاء: إذا حزنت علیه ولبست ثیاب الحزن وترکت الزینه. حداد ترک زینت است .حدت المرأه على زوجها تحد حدادا بالکسر یعنی؛ زنى که بر مرگ شوهر محزون شود و لباس حزن بپوشد و زینت را ترک نماید. الجزری، أبو السعادات المبارک بن محمد (متوفای: 606 ) النهایه فی غریب الحدیث والأثر، ج1، ص352 ، تحقیق: طاهر أحمد الزاوى - محمود محمد الطناحی، ناشر: المکتبه العلمیه- بیروت- 1399هـ - 1979م . و فیومىدر مصباح المنیر، نظیر عبارت نهایه را آورده است: َحدَّتِ: المرْأَهُ عَلَى زَوْجِهَا (تَحِدُّ) و(تَحُدُّ) (حِدَاداً) بِالْکَسْرِ فَهِىَ (حَادٌّ) بغَیْرِ هَاءٍ و(أحَدَّتْ إحْداداً) فَهِىَ (مُحِدٌّ) و(مُحِدَّهٌ) إذا تَرَکَتِ الزِّینَهَ لِمَوْتِهِ. الفیومی، أحمد بن محمد بن علی المقری (الوفاه: 770هـ )، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی، ص125(ماده حد)، دار النشر: المکتبه العلمیه – بیروت. مضمون دوم : «تسلبی ثلاثا ثم أصنعی ما شئت» ابن جعد از علماى بنام اهل سنت در مسند خویش که جزو اولین کتب روایى اهل سنت است مىنویسد: حدثنا محمد بن بکار بن الریان نا محمد بن طلحه عن الحکم بن عتیبه عن عبد الله بن شداد بن الهاد عن أسماء بنت عمیس أنها قالت لما أصیب جعفر أمرنی رسول الله صلى الله علیه وسلم قال تسلبی ثلاثا ثم أصنعی ما شئت اسماء بنت عمیس مىگوید: هنگامىکه جعفر طیار به شهادت رسید؛ پیامبر به من فرمود: سه روز جامه سیاه برتن کن بعد از آن هرچه خواستى انجام بده. الجوهری البغدادی ،علی بن الجعد بن عبید أبو الحسن الوفاه: 230، مسند ابن الجعد ج 1،، ص398 ش 2714 ، تحقیق : عامر أحمد حیدر، ناشر: مؤسسه نادر- بیروت – الطبعه : الأولى، 1410- 1990 ، این روایت با همین مضمون در بسیارى از کتب اهل سنت ، نقل شده است : الأنصاری القرطبی، ابوعبد الله محمد بن أحمد (متوفای671هـ)، الجامع لأحکام القرآن، ج 3، ص181 ناشر: دار الشعب، القاهره. ابن کثیر الدمشقی، إسماعیل بن عمر ابوالفداء القرشی (متوفای774هـ)، البدایه والنهایه، بیروت.ج7، ص97، ناشر: مکتبه المعارف، الشوکانی، محمد بن علی بن محمد (متوفای 1255هـ)، نیل الأوطار من أحادیث سید الأخیار شرح منتقی الأخبار، ج7، ص97 ناشر: دار الجیل، بیروت 1973 همانطورى که گذشت، «سلاب» به معنى پوشیدن لباس عزادارى است. همچنین در ذیل این روایت، صریحاً علماى اهل سنت، تسلبى را به پوشیدن لباس سیاه تفسیر کردهاند. ابن منظور بعد از ذکر این روایت مىگوید: تسلبی أی البسی ثیاب الحداد السود وهی السلاب تسلبت المرأه إذا لبسته وهو ثوب أسود تغطی به المحد رأسها. تسلبى یعنی؛ لباس سیاه ماتم بپوش، و آن همان سلابی(لباسى سیاهی) است که زن مىپوشد و آن همان لباس سیاهى است که زن عزادار، سرش را با آن مى پوشاند. الأفریقی المصری، محمد بن مکرم بن منظور (متوفای711هـ)، لسان العرب،ج 1، ص472 ـ 473، ناشر: دار صادر - بیروت، الطبعه: الأولى. در هردو روایت، واژه هاى «تسلبی» و «الحداد» به معناى جامه سیاه مخصوص عزادارى است که اسماء به دستور رسول خدا صلى الله علیه وآله آن را پوشید و آرایش و زینت را در غم مصیبت جعفر، ترک کرد. 3. سیاه پوشی حضرت زهرا (س) در سوگ رسول خدا (ص)غمبارترین روزها در صدر اسلام، روز رحلت رسول خدا صلى الله علیه وآله بود. در ارتحال جانسوز او، زنان و دختر گرامىاش حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها لباس سیاه برتن کردند. حضرت زهرا نه تنها در ایام رحلت پیامبر، بلکه تا آخرین روزهاى عمر خود عزادار پدر بود و شب و روز در ماتم او اشک مىریخت و ابراز اندوه مىکرد. روایت ذیل عمق دلسوختگى او را چنین ترسیم مىکند: فضه مىگوید: حضرت صدیقه طاهره (علیها السلام) روز هشتم رحلت پیامبر (صلى الله علیه وآله) در جمع زنان بنى هاشم، بر سر قبر آن حضرت با آن حالت اندوهناک در خطابى به پدر فریاد برآورد: ثُمَّ نَادَتْ یَا أَبَتَاهْ انْقَطَعَتْ بِکَ الدُّنْیَا بِأَنْوَارِهَا وَزَوَتْ زَهْرَتُهَا وَکَانَتْ بِبَهْجَتِکَ زَاهِرَهً فَقَدِ اسْوَدَّ نَهَارُهَا فَصَارَ یَحْکِی حَنَادِسَهَا رَطْبَهَا وَیَابِسَهَا... وَالثَّکْلُ شَامِلُنَا وَالْبُکَاءُ قَاتِلُنَا وَالْأَسَى لَازِمُنَا . ثُمَّ زَفَرَتْ زَفْرَهً وَأَنَّتْ أَنَّهً کَادَتْ رُوحُهَا أَنْ تَخْرُج ... . پدر جان! با رفتن تو دنیا روشنىهاى خویش را از ما برگرفت و نعمت و خوشیش را از ما دریغ کرد. جهان، به حسن و جمال تو، روشن و درخشان بود (ولى اکنون با رفتن تو) روز روشن آن سیاه گشته و تر و خشکش حکایت از شبهاى بس تاریک دارد ... و حزن و اندوه، همواره، ملازم ماست.. سپس آن بانو فریادى زد و نالهاى کرد که نزدیک بود روح از بدنش مفارقت نماید. المجلسی، محمد باقر (متوفای 1111هـ)، بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، 43/174 ـ 180تحقیق: محمد الباقر البهبودی، ناشر: مؤسسه الوفاء - بیروت - لبنان، الطبعه: الثانیه المصححه، 1403 - 1983 م حضرت زهرا سلام الله علیها طبق روایت معتبر، مشتى از خاک قبر مطهر پدر را بر دیدگان خود گذاشته و فرمود: ما ذا على من شمّ تربه احمد ان لا یشمّ مدى الزّمان غوالیا صبّت علىّ مصائب لو انّها صبّت على الأیّام صرن لیالیا. سزاوار است کسى که تربت احمد را بویید در طول روزگار عطرى نبوید. ناگوارى ها و مصیبتهاى که بر من فرود آمده اگر بر روزهاى روشن وارد شده بود شب تار مىگردید. ابن شهر آشوب، ( متوفای 588هـ) ، مناقب آل أبی طالب ج1 ص208 تحقیق : لجنه من أساتذه النجف الأشرف، ناشر: المکتبه الحیدریه- النجف الأشرف 1376- 1956 م. تأثیر داغ جانسوز رحلت رسول خدا صلى الله علیه وآله در حدى بود که ریحانه اى او در غمش دائماً گریان، دلسوخته و بیمار بود و قامتش خم شد. وَرُوِیَ أَنَّهَا مَا زَالَتْ بَعْدَ أَبِیهَا مُعَصَّبَهَ الرَّأْسِ نَاحِلَهَ الْجِسْمِ مُنْهَدَّهَ الرُّکْنِ بَاکِیَهَ الْعَیْنِ مُحْتَرِقَهَ الْقَلْبِ یُغْشَى عَلَیْهَا سَاعَهً بَعْدَ سَاعَهٍ وَتَقُولُ لِوَلَدَیْهَا أَیْنَ أَبُوکُمَا الَّذِی کَانَ یُکْرِمُکُمَا وَیَحْمِلُکُمَا مَرَّهً بَعْدَ مَرَّهٍ أَیْنَ أَبُوکُمَا الَّذِی کَانَ أَشَدَّ النَّاسِ شَفَقَهً عَلَیْکُمَا فَلَا یَدَعُکُمَا تَمْشِیَانِ عَلَى الْأَرْضِ وَلَا أَرَاهُ یَفْتَحُ هَذَا الْبَابَ أَبَداً وَلَا یَحْمِلُکُمَا عَلَى عَاتِقِهِ کَمَا لَمْ یَزَلْ یَفْعَلُ بِکُمَا ثُمَّ مَرِضَتْ وَمَکَثَتْ أَرْبَعِینَ لَیْلَهً. آن حضرت، پس از مرگ پدرش (پیامبر) پیوسته سرش بسته شده، بیمار تن، شکسته قامت، گریان چشم، و سوخته دل بود. به گونه اى که ساعت به ساعت بى هوش مىگشت و به دو فرزندش، حضرت حسنین علیهما السّلام مىفرمود: آن پدرى (یعنى جد) که شما را گرامى مىداشت و مرتب شما را در آغوش مىگرفت کجا است؟ کجا است آن جد تان که مهربان تر از همه بر شما بود ، همان کسى که نمىگذاشت روى زمین راه بروید، افسوس که هرگز نخواهم دید جد شما درِ خانه مرا باز نماید و شما را بدوش خود بگیرد، در صورتى که دائما این عمل را انجام مىداد. سپس حضرت زهراى اطهر مریض شد و مدت چهل شب مریضى او ادامه پیدا کرد. المجلسی، محمد باقر (متوفای 1111هـ)، بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار ج43، ص182 تحقیق: محمد الباقر البهبودی، ناشر: مؤسسه الوفاء - بیروت - لبنان، الطبعه: الثانیه المصححه، 1403 - 1983 م در این روایت تعبیر(مُعَصَّبَهَ الرَّأْسِ) به کار رفته است. معصبه از ریشه «عصب» است و عصابه درلغت دو معنى دارد: یکى به معناى جماعتى از مردم. دوم به معناى عمامه و آن چیزى که با آن سر را مىبندند. مانند پارچه یا دستمال و... در این جا همان معناى دوم مراد است. راغب اصفهانى مىگوید: والعِصَابَهُ: ما یُعْصَبُ به الرأسُ والعمامهُ، الراغب الإصفهانی، أبو القاسم الحسین بن محمد (متوفای502هـ) ، المفردات فی غریب القرآن، ص569 تحقیق : محمد سید کیلانی ، ناشر: دار المعرفه - لبنان . فیومىدر المصباح المنیر مىگوید: و(العِصَابَهُ) العِمَامَهُ أَیْضاً و الْجَمَاعَهُ مِنَ النَّاسِ وَالْخَیْلِ والطَّیْرِ و(العِصَابَهُ) مَعْرُوفَهٌ وَالْجَمْعُ (عَصَائِبُ) و(تَعَصّبَ) و(عَصَّبَ) رَأْسَهُ بالْعِصَابَهِ أَىْ شَدَّها. عصابه به معناى عمامه و گروهى از مردم و اسب و پرندگان است. عصابه معروف است و جمع آن عصائب است و تعصب و عصب یعنی؛ سرش را با عمامه محکم بست. الفیومی، أحمد بن محمد بن علی المقری (الوفاه: 770هـ )، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی، ص413 (ماده حد)، دار النشر: المکتبه العلمیه – بیروت. قطعاً این پوشاندن سر، چیزى از غیر از پوشاندن عادى و حجاب مرسوم بوده است، که بر همه زنان واجب است! زیرا این خصوصیت ، براى بعد از رحلت پیامبر (ص) آمده است ، و اگر قبل از رحلت نیز فاطمه زهرا (س) اینگونه بود ، ذکر آن در روایت معنى نداشت . حال مقصود از آن چیست؟ براى روشن شدن مقصود، کلامى را که سابقاً از ابن منظور در ترجمه ماده «سلب» آمده بود، دوباره نقل مىکنیم: در میان زنان عرب در آن زمان رسم این بود که در مصیبت از دست دادن عزیزش پارچهى سیاه به نشانه عزا برسر مىکردند: تسلبی أی البسی ثیاب الحداد السود وهی السلاب تسلبت المرأه إذا لبسته وهو ثوب أسود تغطی به المحد رأسها. تسلبى یعنی؛ لباس سیاه ماتم بپوش، و آن همان سلابی(لباسى سیاهی) است که زن مىپوشد و آن همان لباس سیاهى است که زن عزادار، سرش را با آن مى پوشاند. الأفریقی المصری، محمد بن مکرم بن منظور (متوفای711هـ)، لسان العرب،ج 1، ص472 ـ 473، ناشر: دار صادر - بیروت، الطبعه: الأولى. طبق این روایت حضرت زهرا سلام الله علیها نیز به رسم آن زمان، پیوسته این پارچه سیاه را برسر داشت. بنا براین حضرت زهرا سلام الله علیها با این گونهى مخصوص در سوگ پدر سیاه پوش شد. روایت ذیل هم شبیه این مطلب را ثابت مىکند: هنگامىکه عمر با یارانش به در خانه امیرمومنان (علیه السلام) آمد تا در صورت ادامه امتناع امیرالمؤمنین از بیعت با خلیفه اول، حضرت را به زور به مسجد ببرد، حضرت فاطمه (علیها السلام) پشت در نشسته بود و عصابه بر سر بسته بود و بدن شریفش در عزاى رسول الله بیمار و نحیف شده بود. ثُمَّ أَقْبَلَ [عمر] حَتَّى انْتَهَى إِلَى بَابِ عَلِیٍّ وَفَاطِمَهَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمَا وَفَاطِمَهُ قَاعِدَهٌ خَلْفَ الْبَابِ قَدْ عَصَبَتْ رَأْسَهَا وَنَحِلَ جِسْمُهَا فِی وَفَاهِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله. فَأَقْبَلَ عُمَرُ حَتَّى ضَرَبَ الْبَابَ ثُمَّ نَادَى یَا ابْنَ أَبِی طَالِبٍ افْتَحِ الْبَابَ فَقَالَ فَاطِمَهُ یَا عُمَرُ مَا لَنَا وَلَکَ لَا تَدَعُنَا وَمَا نَحْنُ فِیهِ قَالَ افْتَحِی الْبَابَ وَإِلَّا أَحْرَقْنَا عَلَیْکُمْ... عمر همچنان رفت و نزد در خانه على که رسید دق الباب کرد و فریاد زد: اى پسر ابوطالب! در را باز کن! حضرت زهراى اطهر به وى فرمود: ما را با تو چه کار ،چرا نمىگذارى به عزادارى خویشتن مشغول باشیم!؟ عمر بحضرت فاطمه گفت: در را باز کن! و الا خانه را با شما آتش مىزنم! المجلسی، محمد باقر (متوفای 1111هـ)، بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، ج43، ص198تحقیق: محمد الباقر البهبودی، ناشر: مؤسسه الوفاء - بیروت - لبنان، الطبعه: الثانیه المصححه، 1403- 1983 م ب: سیاه پوشی در عزای اهل بیت (ع)نمونه هایى از سیاهپوشى در عزاى سرداران سپاه اسلام و پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله) بیان شد؛ در این قسمت به نمونه هاى دیگرى از سیاه پوشى اهل بیت علیهم السلام در سوگوارى امامان علیهم السلام اشاره مىکنیم تا روشن شود که سیاهپوشى یک سنت دیرینه در میان خاندان رسول خدا صلى الله علیه وآله است. 1. سیاه پوشی امام حسن (ع) در شهادت امیر مؤمنان علی(ع) امام على علیه السلام در سال چهلم هجرى در سحرگاه نوزده هم ماه مبارک رمضان در محراب عبادت در حال اقامه نماز صبح، توسط شمشیر زهر آلود ابن ملجم مرادى ضربت خورد و در شب بیست و سوم ماه رمضان به شهادت رسید و فرزندان و شیعیانش در غم او به سوگ نشستند. امام حسن(ع) در سوگ پدر، در حالیکه جامه سیاه برتن داشت براى مردم خطبه خواند. ابن ابى الحدید در شرح نهج البلاغه، سیاهپوشى امام حسن علیه السلام را به نقل از ابو الحسن على بن محمّد مدائنى تاریخ نگار مشهور قرن 2 و 3 هجرى، (که در مدائن و بغداد مى زیسته و عصر امام صادق تا امام هادى (علیهما السلام) را درک کرده) آورده است: قال المدائنی ولما توفی علی علیه السلام- خرج عبد الله بن العباس بن عبد المطلب إلى الناس- فقال إن أمیر المؤمنین علیه السلام توفی وقد ترک خلفا- فإن أحببتم خرج إلیکم- وإن کرهتم فلا أحد على أحد- فبکى الناس وقالوا بل یخرج إلینا- فخرج الحسن علیه السلام فخطبهم- فقال أیها الناس اتقوا الله فإنا أمراؤکم وأولیاؤکم- وإنا أهل البیت الذین قال الله تعالى فینا- إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ- وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً- فبایعه الناس- . وکان خرج إلیهم وعلیه ثیاب سود. زمانى که امیرالمؤمنین(علیه السلام) درگذشت، عبدالله بن عباس به سوى مردم بیرون آمد و گفت: امیرمؤمنان از جهان در گذشته و جانشینى از خود برجاى نهاده است. اگر دوست مى دارید، به سوى شما بیرون آید و اگر نه، کسى را بر کسى [اجبارى] نیست. مردم به گریه افتادند و گفتند (خیر) بلکه بیرون آید. پس امام حسن به سوى مردم بیرون آمد و براى آنان خطبه خواند و فرمود: اى مردم! از خدا بترسید و تقوا پیش گیرید که ما امیران و اولیاى [امور] شما هستیم و ما همان خاندانى هستیم که خداوند در حق ما آیه تطهیر را نازل فرموده است... پس مردم با امام بیعت کردند. امام به سوى مردم بیرون آمد؛ در حالى که جامه هاى سیاه پوشیده بود. إبن أبیالحدید المدائنی المعتزلی، ابوحامد عز الدین بن هبه الله بن محمد بن محمد (متوفای655 هـ)، شرح نهج البلاغه، تحقیق محمد عبد الکریم النمری، ج 16 ، ص22 ناشر: دار الکتب العلمیه، بیروت، لبنان، الطبعه: الأولى، 1418هـ - 1998م. احمد بن حنبل در فضائل الصحابه از ابى رزین روایت مىکند که امام حسن مجتبى (ع) بعد از شهادت امیرمومنان ، در حالىکه عمامهاى سیاه بر سر داشتند ، براى مردم سخنرانى کردند : حدثنا عبد الله قال حدثنی أبی نا وکیع عن شریک عن عاصم عن أبی رزین قال خطبنا الحسن بن علی بعد وفاه علی وعلیه عمامه سوداء فقال لقد فارقکم رجل لم یسبقه الأولون بعلم ولا یدرکه الآخرون. ابى زرین مىگوید: بعد از در گذشت علی، (پسرش) حسن در حالىکه عمامه سیاه برسر داشت براى ما خطبه خواند. و فرمود: مردى از میان شما رفت که از نظر مقام علمى کسى [جز رسول خدا] بر او پیشى نگرفت و بعد از او نیز همانند او نخواهد بود. الشیبانی، ابوعبد الله أحمد بن حنبل (متوفای241هـ)، فضائل الصحابه، ج 2، ص600، تحقیق د. وصی الله محمد عباس، ناشر: مؤسسه الرساله - بیروت، الطبعه: الأولى، 1403هـ – 1983م. و ذهبى همین روایت (بدون اشاره به ماجراى شهادت امیرمومنان) را در دو جا از ابى رزین روایت مىکند، و مىگوید آن حضرت لباس سیاه برتن، و عمامه سیاه بر سر داشتند ! شریک عن عاصم عن أبی رزین قال خطبنا الحسن بن علی وعلیه ثیاب سود وعمامه سوداء از ابى رزین روایت شده است که حسن بن على براى ما سخنرانى کرد ، در حالیکه عمامه سیاه و لباس سیاه برتن داشت . سیر أعلام النبلاء ج 3، ص267 و ص272 ، اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز الذهبی أبو عبد الله الوفاه: 748 ، دار النشر : مؤسسه الرساله - بیروت - 1413 ، الطبعه : التاسعه ، تحقیق : شعیب الأرناؤوط , محمد نعیم العرقسوسی اتحاد راوى ، و مضمون روایت ، نشانگر یکى بودن در ماجرا و سیاه پوشى آن حضرت ، در عزاى امیرمومنان على علیه السلام است ! 2. سیاه پوشی در شهادت امام حسن مجتبی(ع)دو شخصیت برجسته اهل سنت، (ابن عساکر در تاریخ دمشق و حاکم در مستدرک) به سند متصل از عایشه دختر سعد روایت کرده است که زنان بنى هاشم در سوگ امام حسن مجتبى علیه السلام یک سال زینت را ترک کردند و لباس سیاه پوشیدند: حاکم نیشابورى مىنویسد : قال بن عمر وحدثتنا عبیده بنت نائل عن عائشه بنت سعد قالت حد نساء، الحسن بن علی سنه. زنان تا یک سال، براى حسن بن على لباس سیاه پوشیدند. الحاکم النیسابوری، محمد بن عبدالله، (متوفای: 405 هـ)، المستدرک على الصحیحین، ج 3، ص189، تحقیق: مصطفى عبد القادر عطا، ناشر: دار الکتب العلمیه، بیروت الطبعه: الأولى 1411هـ - 1990م شبیه همین مضمون را در تاریخ مدینه دمشق نقل مىکند: عن عائشه بنت سعد قالت: حدت نساء بنی هاشم على الحسن بن علی سنه. زنان بنىهاشم تا یک سال براى حسن بن على لباس سیاه پوشیدند . الشافعی، أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبه الله بن عبد الله، (متوفای: 571 )، تاریخ مدینه دمشق، ج 13، ص295، تحقیق: محب الدین أبی سعید عمر بن غرامه العماری، ناشر: دار الفکر، بیروت- 1995 ابن اثیر نیز در الأسد الغابه مىنویسد: ولما مات الحسن أقام نساءُ بنی هاشم علیه النواح شهراً، ولبسوا الحداد سنه. وقتى حسن بن على از دنیا رفت ، زنان بنىهاشم تا یک ماه بر او عزادارى کرده و تا یک سال لباس سیاه پوشیدند. الجزری ، عز الدین بن الأثیر أبی الحسن علی بن محمد الوفاه: 630هـ ، أسد الغابه فی معرفه الصحابه ج 2 ، ص 22 ، تحقیق : عادل أحمد الرفاعی ، ناشر: دار إحیاء التراث العربی- بیروت / لبنان الطبعه : الأولى- 1417 هـ - 1996 م در این روایات واژه هاى «حدت» و «حد» و «الحداد» به کار رفته است که به معناى ترک زینت و جامه سیاه ماتم در بر کردن است که متن لغت شناسان در توضیح این واژه بیان شد. 3. سیاه پوشی در شهادت امام حسین(ع)موضوع سیاه پوشى خاندان عترت در عزاى شهادت امام حسین علیه السلام، در تاریخ اسلام از برجستگى خاصى برخوردار است. که تاریخ نگاران و سیره نویسان موارد ذیل را ذکر کرده اند: الف: سیاهپوشى زنان و امام سجاد(علیه السلام) در شام پس از پایان خطبه تاریخى و افشاگرانه امام سجاد(علیه السلام) در مسجد دمشق منهال برخاست و عرض کرد: اى فرزند رسول خدا! چگونه صبح کردى؟ امام زین العابدین سلام الله علیه فرمود: کیف حال من اصبح وقد قتل ابوه وقلّ ناصره وینظر الى حرم من حوله اسارى فقد فقدوا الستر والغطاء وقد اعدموا الکافل والحمى، فما ترانى الاّ اسیراً ذلیلا قدعدمت الناصر والکفیل قد کسیت انا واهل بیتى ثیاب الأسى وقد حرمت علینا جدید العرى. چگونه است حال کسى که پدرش به قتل رسیده و یارانش اندکاند و اهل و عیالش اسیر و بى پوشش و حجاب و بى سرپرست و حامى هستند. پس مرا جز (به هیئت) اسیرى خوار (و گرفتار در چنگ دشمن) که یار و سرپرست خویش را از دست داده نمى بینى. همانا من و اهل بیتم لباس عزا پوشیدهایم و (پوشیدن) لباس نو بر ما روانیست .. الحائری، جعفر عباس، (معاصر) بلاغه الإمام علی بن الحسین(ع)، ص93 ناشر: دار الحدیث للطباعه والنشر، ایران: قم المقدسه، الطبعه الأولى 1425 - 1383ش بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار ج4 19 باب 2 النصوص على الخصوص على إمامته و الوصیه إلیه و أنه دفع إلیه الکتب و السلاح و غیرها و فیه بعض الدلائل و النکت ..... ، ص17 واژه «الاسی» در لغت به معناى حزن و اندوه بر چیزى |
عنوان: سیاه پوشی در فرهنگ شیعه