ره یافتگان » دکتر محمد تیجانی سماوی
عنوان: دکتر محمد تیجانی سماوی
شرح:

او برادر شیخ محمد امین است که بعد از مطالعه کتاب المراجعات سید شرف الدین عاملی و تدبر و تفکّر در مطالب آن, از

مذهب خود عدول کرده, مذهب تشیع را انتخاب نموده است.

او نیز در مقدمه کتابش فی طریقی إلی التشیع می گوید:

«سبب تشیع من گفتاری است از پیامبر اکرم که تمام مذاهب اسلامی بر آن اتفاق نظر دارند. پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود:

«مثل اهل بیت من همانند کشتی نوح است, هر کسی بر آن سوار شد نجات یافت هر کسی از آن سرپیچی کرد غرق شد». ملاحظه کردم که اگر از اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ پیروی کرده و احکام دینم را از آنان اخذ کنم بدون شک نجات یافته ام. اگر آنان را رها کرده و احکام دین خود را از غیر آنان اخذ نمایم, از گمراهان خواهم بود ...».

و نیز می فرماید:

«با تمسک به مذهب جعفری ضمیر و درونم آرامش یافت. مذهبی که در حقیقت مذهب آل بیت نبوت ـ علیهم السّلام ـ است, که درود و سلام خدا تا روز قیامت بر آنان باد. به عقیده ام از عذاب خداوند متعال با پذیرفتن ولایت آل رسول نجات یافته ام زیرا نجات جز با ولایت آنان نیست .

_________________
خاک پایت سرمه چشم فلک یا فاطمه ( سلام الله علیها)




بازگشت به بالای صفحه


کاربران زیر از نسیم به خاطر این پست تشکر کرده اند:
مائده آسمانی

نسیم موضوع پست: دکتر محمد تیجانی سماویارسال شده در: چهارشنبه 5 تیر 1387 15:50


Iron


تاریخ عضویت :
دوشنبه 19 آذر 1386 23:19

پست : 241

تشکر کرده اید : 206
تشکر شده : 424 مرتبه به 127 پست





[align=center]3. دکتر محمد تیجانی سماوی:


او در تونس متولد شد. و بعد از گذر از ایام طفولیت به کشورهای غربی مسافرت نمود تا بتواند از شخصیتهای مختلف علمی

بهره مند شود. در مصر علمای الازهر از او درخواست کردند که در آنجا بماند و طلاب الأزهر را از علم فراوان خود بهره مند

سازد ولی قبول نکرد و در عوض سفری که به عراق داشت با مباحثات فراوان
با علمای شیعه امامیه مذهب تشیع را انتخاب نمود و الآن در دنیا از مروجین تشیع شناخته می شود و
کتابهایی را نیز در دفاع از این مذهب تألیف نموده است.

او در بخشی از کتابش می گوید:


«شیعه ثابت قدم بوده و صبر کرده و به حقّ تمسک کرده است ... و من از هر عالمی تقاضا دارم که با علمای شیعه مجالست کرده و با آنان بحث نماید: که به طور قطع از نزد آنان بیرون نمی آید جز آن که به مذهب آنان که همان تشیع است بصیرت خواهد یافت ... آری من جایگزینی برای مذهب سابق خود یافتم و سپاس خداوند را که مرا بر این امر هدایت نمود و اگر هدایت و عنایت او نبود, هرگز بر این امر هدایت نمی یافتم.
ستایش و سپاس خدایی را سزاست که مرا بر فرقه ناجیه راهنمایی کرد؛ فرقه ای که مدتها با زحمت فراوان در پی آن بودم. هیچ شک ندارم هر کس به ولای علی و اهل بیتش تمسک کند به ریسمان محکمی چنگ زده که گسستنی نیست. روایات پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ در این مورد بسیار است, روایاتی که مورد اجماع مسلمین است. عقل نیز به تنهایی بهترین راهنما برای طالب حق است ... آری, جایگزین را یافتم, و در اعتقاد به امیر المؤمنین و سید الوصیین امام علی بن ابی طالب ـ علیه السّلام ـ, به رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ اقتدا کردم و نیز در اعتقاد به دو سیّد جوانان اهل بهشت و دو دسته گل از این امّت امام ابو محمّد حسن زکّی و امام ابو عبدالله حسین , و پاره تن مصطفی خلاصه نبوت, مادر امامان و معدت رسالت و کسی که خداوند عزیز به غضب او غضبناک می شود, بهترین زنان, فاطمه زهراء.
به جای امام مالک, با استاد تمام امامان امام جعفر صادق ـ علیه السّلام ـ و نه نفر از امام معصوم از ذریه حسین و امامان معصوم را برگزیدم ..».


او بعد از ذکر حدیث « باب مدینه العلم » می گوید:

« چرا در امور دین و دنیای خود از علی ـ علیه السّلام ـ تقلید نمی کنید, اگر معتقدید که او باب مدینه علم پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ است؟ چرا باب علم پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ را عمداً ترک کرده و به تقلید از ابو حنیفه و مالک شافعی و احمد بن حنبل ابن تیمیه پرداخته اید, کسانی که هرگز در علم, عمل, فضل و شرف به او نمی رسند؟»


آن گاه خطاب به اهل سنت نموده می گوید:

«ای اهل و عشیره من! شما را به بحث و کوشش از حقّ و رها کردن تعصّب دعوت می کنم، ما قربانیان بنی امیه و بنی عباسیم، ما قربانیان تاریخ سیاهیم. قربانی های جمود و تحجر فکری هستیم که گذشتگان برای ما به ارث گذاشته اند.»

او کتاب هایی در دفاع از تشیع نوشته که برخی از آنها عبارت از:

ثم اهتدیت
لأکون مع الصادقین
فاسألوا أهل الذکر
الشیعه هم أهل السنه
اتقوا الله و یا قومنا أجیبوا داعی الله

که زیر چاپ است